| senabavi |
برای تبادل لینک در کامنت ها به ما اطلاع دهید.برای دیدن عکس و فیلم به پیوند های وبلاگ مراجعه کنید
- Recent
- Popular
- Tags (0)
- Subscribers (1)
- انتخابات، جدی یا شوخی ---------------------------------------------پنجشنبه 14 آذر 1387December 3
-
انتخابات، جدی یا شوخی
ابراهیم نبوی - پنجشنبه 14 آذر 1387 [2008.12.04]
خب، دیگه تموم شد. به نظرم به اندازه کافی با چراغ خاموش اومدیم. حالا می تونیم چراغ ها رو روشن کنیم، بنزین بزنیم، کمربند رو ببندیم، آب و روغن قاطی نکنیم، تخت گاز نریم نسوزونیم، بیخودی انحراف به چپ و انحراف به راست نداشته باشیم، اضافه سوار نکنیم و بی خیال تصادفات زمینی و بلایای آسمانی نشیم و بریم واسه انتخابات بعدی.
البته من اول قصد داشتم که خیلی جدی و منطقی و حساب شده و با همون خشم و خشونت شروع کنم به رفتن توی شکم انتخابات، ولی بعدا احساس کردم اصولا درست نیست آدم بره به طرف شکم چیزی، حالا این چیز می تونه انتخابات باشه یا هر شکم دیگری. به همین دلیل خیلی آروم، دست ها رو سینه، لپ ها آلوچه، هپ! کسی سروصدای اضافی تولید نکنه، همگی منظم، وقت زیاد نداریم، یه عالمه کار داریم، تا خرداد هم شش ما
- تابلوی میخی که سازشکار شد-------------------------یکشنبه 10 آذر 1387November 30
-
تابلوی میخی که سازشکار شد
ابراهیم نبوی - یکشنبه 10 آذر 1387 [2008.11.30]
اولین تابلو
دستور داد تابلویش را همه جا آویزان کنند.
این بهترین راه برای ترساندن مردم بود.دومین تابلو
در یک تابلو بچه کوچکی را بغل کرده بود و او را نوازش می کرد.
در یک تابلو می خندید و با مهربانی به مردم نگاه می کرد.
در یک تابلو دستش را برده بود بالا و برای مردم تکان می داد.
در یک تابلو اسلحه دستش گرفته بود و آنرا به سوی دشمنان ملت نشانه رفته بود.
در یک تابلو سوار بر اسب بود.
در یک تابلو کنار کارگران ایستاده بود و با محبت آنان را نگاه می کرد.
.... وقتی مرد، مردم با خوشحالی همه تابلوها را سوزاندند.سومین تابلو
انقلابیون عکسهای او را بصورت مخفی در شهر توزیع می کردند.
بعدا مردم عکس او را یواشکی در خانه شان می گذاشتند.
بعدا در تظاهرات عکسهای او - میو، صدای پای گربه------------------------------------------پنجشنبه 7 آذر 1387November 26
-
میو، صدای پای گربه
ابراهیم نبوی - پنجشنبه 7 آذر 1387 [2008.11.27]
رئیس جمهور گفته است: " پای گربه زیر کامیون شهرداری می رود صدها قطعنامه حقوق بشری می دهند." به همین دلیل برآن شدیم با گربه مذکور که گفته می شود به دلیل رفتن پا زیر کامیون شهرداری در پزشکی غیرقانونی به سر می برد، مصاحبه کنیم.
ما: سلام، حال تون چطوره؟
گربه مذکور: از احوالپرسی شماما: ریاست محترم جمهور لطف کردند و از مشکلات گربه ها گفتند، بگید که ماجرا چی بود؟
گربه مذکور: والله فقط میو، من عرض دیگری ندارم.ما: لطفا بفرمائید که چطور شد پای شما زیر کامیون شهرداری رفت؟
گربه مذکور: می خواستم عرض کنم که اون کامیون نبود، بنز بود......ما: خب، لطفا بفرمائید چطور شد پای شما زیر بنز شهرداری رفت؟
گربه مذکور: می خواستم عرض کنم که اون بنز شهرداری نبود، بنز دادستانی بود.....ما: بسیار خ
- طنزنویسی تا اطلاع ثانوی تعطیل است------------------------یکشنبه 3 آذر 1387November 23
-
طنزنویسی تا اطلاع ثانوی تعطیل است
ابراهیم نبوی - یکشنبه 3 آذر 1387 [2008.11.23]
آقا! می خواهیم درش را گل بگیریم. اصلا آردمان را بیختیم و الک مان را آویختیم و نه شعر می گوئیم و نه داستان می نویسیم و نه شوخی می کنیم. این چه مسخره بازی است که درآوردید؟ چه معنی دارد این همه در کار چهار تا طنزنویس که در داخل و خارج از ایران دارند چهار کلمه ذرت بونداده پرتاب می کنند، دخالت می کنید؟ اصلا چه معنی دارد که نمی گذارید به کار و زندگی مان برسیم؟ هنوز نه صندوقی به بار است و نه رد صلاحیت شده ای به دار، برخلاف فرمایشات آقا که چهار سال قبل، از یک سال قبل از انتخابات اصرار داشتند همه وارد انتخابات شوند ولی امسال شش ماه مانده به انتخابات، می گویند زود است وارد نشوید، بیخودی زرتی سرتان را می اندازید پائین و هول برتان می دارد؟ چه خبر است؟
حالا خوب است، وزیر کشورتان هفته
- آن قارون دولت احمدی---------------------------------------پنجشنبه 30 آبان 1387November 21
-
آن قارون دولت احمدی
ابراهیم نبوی - پنجشنبه 30 آبان 1387 [2008.11.20]
آن قارون دولت احمدی، آن رانت اللهی ابدی، آن صادق بی مصداق، آن ولایتی را باجناق، آن پیرو اوناسیس یونانیه و رومیه، آن محصولی از ارومیه، آن شمارنده انواع صندوق، آن در انتخابات برو جلو بزن بوق، آن یار سابق رئیس جمهور بعدی، آن نشمارنده رقبا به عددی، آن دست زننده به معامله عظیم، آن برنده مزایده بند جیم، آن مالک دینار و دلار، آن رفیق پیرار و پار، آن مشاور بی شروشور، آن میلیاردر کرورکرور، آن معاند افعال فوفولی و سوسولی، آن صاحب یک دستگاه ویلای گوگولی، شیخنا و مولانا شیخ صادق محصولی، محصول دولت نهم بود، و گوینده اهن اهن و اهم اهم بود و ختم شونده همه راهها به رم بود.
نقل است چون از مادر بزاد، هرکس در اطراف وی بود، از مادر و دایگان و ماما و خاله و عمه جیغ بزدند و فریاد همی کردند و آب از چشم
