- Recent
- Popular
- Tags (0)
- Subscribers (1)
- January 4
-
هوممم
يا اصلن اينکه
چه مرضایست اين نوشتنِ همه چيز؟
که چه اصراری هست/دارم
که بنويسم اين روزها را
اين حسها را
که حالا نوشتن يا ننوشتنشان چه توفيری دارد
که اصلن اين شهوتِ ثبتِ تمام اين جزئيات
از کجا میآيد
از کجا آب میخورد - January 4
-
زندگیست ديگر
گاهی وقتها به اينجاهای قصه میرسد که ديگر هيچجوره نمیشود نوشتشان
اينجا
اينها را نوشتم که يادم باشد
بماند
که اين روزهای زندگیم را
اين روزهای پر از خوب و کمی بد و پر از اتفاقات عجيب و پر از حسهای عجيبتر و تناقض و سوء تناقض و چه و چه را
قرار نيست/نبايد بنويسمشان
اينجا
بايد بروند توی همان دفتر سياه
بمانند همان جا
همان پشت
حيف. - January 2
-
يعنی خاوير باردمِ تهريشدارِ اين فيلم رسمن معادل پنجتا جورج کلونی بود يا دوتا و نصفی کلايو اوون.
بعد آدم میموند الان اين خاوير باردمه که س.ک.سیتره يا پنهلوپه کروز!
اسکارلت جوهانسون؟ نوپ. بهدرستیکه بانو کروز.
که اصلن خودِ س.ک.سيه اين زبان اسپانيش. - January 2
-
I don't know what I wantI just know what I don't want"Vicky Cristina Barcelona"
- January 2
-
«توالت را حتمن کسی اختراع کرده که اصلن و ابدن چيزی از مردها سرش نمیشده.»
که يعنی تا سامان «راما» برسونه بهم، بعد از چارده پونزده سال دارم دوباره «عشق سالهای وبا» میخونم بسکه جزو مشقامه، ايندفه ترجمهی بهمن فرزانه رو. و خودمونيم، داره میچسبه به شدتها، يعنی به شدت.
