- Recent
- Popular
- Tags (1)
- Subscribers (3)
- به سیستم عامل بگویید بعضی کارها را بعدا انجام دهدToday
-
دستور at ساده و فوق العاده است. مثلا من میخواهم که فردا ساعت ۱۰ و ۱۰ دقیقه (که حتما شرکت هستم) پادکست بدون شک خوب رادیو خاموشی را گوش کنم. الان سعی کردم دانلود کنم ولی ۱۸ مگ بود و برای الان، زیاد. پس باید به کامپیوتر بگویم که فردا دانلودش کند و بعد از دانلود پخشش کند. در واقع من می میخواهم به سیستم عاملم بگویم که ساعت ۱۰:۱۰ فردا، فایل را دانلود کند و بعدش پخشش کند. فقط یک ترمینال باز میکنم و تایپ میکنم:
jadi@mac$ at 10:10
wget http://muzzyr.podomatic.com/enclosure/2008-11-30T12_28_19-08_00.mp3
mpg123 2008-11-30T12_28_19-08_00.mp3و بعد هم Ctrl + D را میزنم و همه چیز مرتب است. ساعت ۱۰:۱۰ فردا صبح، کامپیوتر به شکل خودکار فایل را دانلود و بعد پخش خواهد کرد. دستور at تواناییهای خیلی بیشتری هم دارد، حتی میتوانم به آن بگویم که وقتی CPU بیکار بود، فلان دستور را اجرا کند و داستانهای دیگر (:
شکی نیست که این قابلیت روی سی
- توریسم اینترنتیNovember 28
-
این روزها عبارتهایی مثل توریسم طبیعت و توریسم تاریخی و ... جا افتادهاند. منظور از این عبارتها توریستهایی هستند که در کشور خودشون مناظر طبیعی یا آثار تاریخی مورد نظر رو ندارند و در نتیجه به خاطر دیدن طبیعت یا آثار تاریخی، به کشور خاصی سفر میکنند. از همین نوع است اکو توریسم و Bandwidth Tourism یا توریسم پهنای باند. اولی واژهای مشهور است به معنای کسانی که برای دیدن طبیعت و با احترام به طبیعت سفر میکنند و دومی را من در سفر ساختم به معنی کسانی که برای دیدن اینترنت و پهنای باند به سفر میروند.
توریست پهنای باند، معمولا از کشوری با اینترنت کند یا دارای دولت سانسورگر میآید. این آدم در کشور خودش به بخش عمدهای از سایتها و بخصوص تکنولوژیهای جدید مثل web 2 دسترسی ندارد. فلیکر را نمیتواند ببیند، حق ندارد به فیس بوک برود و لیست دوستانش را به روز کند یا عکسی از خودش در آن بگذارد، حق ندارد ویدئوهای یوتیوب را نگاه
- ایمنی ارتباطات در فرودگاههاNovember 26
-
روش متداول امن کردن شبکههای بیسیم یعنی WEP در سال ۲۰۰۱ شکسته شده است و این روزها شبکهها باید WPA استفاده کند.
اولین بار این نکته رو در فرودگاه ترکیه متوجه شدم: بعضی آدمها روی لپ تاپ هاشون شبکههای آزاد راه میندازن و منتظر میمومن تا دیگران بهشون وصل بشن. وقتی کسی به آنها وصل شد، فایلهای به اشتراک گذاشته شده یا ارتباطهای اینترنتی قربانی در اختیار کسی خواهد بود که این شبکه تقلبی را راه انداخته. این همان چیزی که خارجیها به آن Phishing میگویند و ما میتوانیم به آن ماحی گیری بگوییم. یک قلاب برای شکار کسانی که حواسشان نیست. طعمه چیست؟ گذاشتن اسمهای جذابی مثل Free Internet Access یا Airport Internet.
من به سادگی لپتاپم را باز میکنم و میخواهم به رایگان با اینترنت کار کنم. دنبال شبکههای بیسیم میگردم و به اسم مثل «اینترنت مجانی» وصل میشوم و چند دقیقهای برای دسترسی به اینترنت تلاش میکنم و بعد
- خاطرات لهستان - سکس شاپ و خرید و تلاش اول برای رفتن به یک گی بارNovember 21
-
در واقع خبر خاصی نبود ولی گفتم بنویسم چون خیلی وقته برنامه شلوغه و ننوشتم. با خودم گفتم که میتونم کوتاه بنویسم و بعدا مفصل تعریف کنم.
دیروز بعد از کلاس آزاد بودیم. منظورم از «آزاد» اینه که برگزار کنندگان کارگاه برامون برنامههایی مثل بازدید از آبجو سازی، بولینگ، گردش در شهر و اینها در نظر گرفته بودند. این شد که تصمیم گرفتم برم و چرخی توی شهر بزنم، خرید کنم و در نهایت برم به یک بار گیها و ببینم چه خبره!
قبلش هم میخواستم در این کشور کاملا کاتولیک ولی پیشرو در حقوق جنسی، سری بزنم به سکس شاپها. برای اینکار باید از هتل بیایم بیرون و بپیچیم دست چپ. از شوخیهای بامزه روزگار است که سکس شاپهای ورشو در خیابان ژان پل دوم، پاپ سابق هستند. سکس شاپها مثل بقیه کشورها هستند و بدتر اینکه مغازه اصلی شعبه یک مجموعه مغزاه زنجیرهای است. از شانس خوب فروشنده هم انگلیسی صحبت نمی کند و در نتیجه بعد از جمله به این نتیجه میر
- خاطرات لهستان - برخورد اول با ورشوNovember 16
-
به شکل خلاصه: جذاب نبود ولی بعدا خوب شد. گیت ورودی وحشتناک بود. یک بیمار روانی در بازرسی ویزا، ویزای تمام صف ما رو به معنی فیزیکی کلمه با یک ذره بین چشمی بررسی میکرد و برای نفر قبلی من هم رفت و یک ذرهبین قویتر آورد! صف من از همه بیشتر طول کشید و من دقیقا آخرین نفری بودم که وارد کشور شدم!
هتل ظاهرا شیک و باکلاس است (وستین ولی چه فایده وقتی اینترنت پولی است و ساعتی ۱۶ یورو، یا روزی ۲۲ یورو! علاوه بر اینها هوا ساعت ۴ و ربع تاریک شده! تاریک مثل نصفه شب و باران شدیدی هم میآید. فردا کلاس داریم ولی نه میدانیم جایش کجاست و نه ساعتش چند است! تلفن ایرانی هم اینجا کار نمیکند و تنها راهنمای ورشو هم به لهستانی است. نتیجه؟ در اتاق نشستهام، بدون هیچ ارتباطی با هیچ جا و فردا هم نمیدانم کجا باید بروم! اینهم منظره اتاق:

و
